Thursday, December 19, 2002

سلامى به تلخى خداحا�ظى
متاس�انه بايد بگم كه كه اين وبلاگ تا مدتى روزآمد نخواهد شد از گ�تن دليل آن معذورم ولى همين قدر بگم كه اين كار از روى اجبار بوده وگرنه معتقدم هر صدائى هر چند كم اثر در برانداختن استبداد در اين مملكت اثرگذار است خدانگهدار ايران و ايرانى باشد.
چو ايران نباشد تن من مباد بر اين مرز و بوم يك تن مباد.
به اميد برقرارى دموكراسى و عدالت در ايران

Wednesday, November 27, 2002

باز هم تكرار تاريخ اما اينبار اصلاح طلبان پند نگر�تند.
18 تير 78 را به ياد آوريد آن �جايع و آن خيزش تاريخى دانشجويان . پايه هاى سست ديكتاتورى در حال �رو ريختن بود �رياد صداى انقلاب شما را شنيدم نيز تكرار شد اما اصلاح طلبان حكومتى تظاهرات را غير قانونى اعلام كردند به دنبال آن چماق داران به جان آنان ا�تادند كه مىخواستند كار را يكسره كنند به �اصله يك روز از اين خالى كردن پشت دانشجويان ورق به ن�ع ما�يا برگشت در حالى كه همه حتى ما�ياى قدرت حمله به خوابگاه را محكوم كرده بودند دانشجويان را دستگير و به اعدام و حبس و شلاق و ... محكوم كردند و اين در حالى بود كه عاملان اين جنايت هولناك تبرئه شدند و جرمشان تنها دزديدن يك ريش تراشى شد.
در خيزش اخير دانشجويان عليه اعدام آغاجرى ( و در واقع اعدام انديشه و دانشگاه ) در حالى كه همه چيز به ن�ع دانشجويان و اصلاح طلبان بود با ممنوع كردن تظاهرات از سوى وزارت علوم و ممنوع كردن سخنرانى ا�راد شاخص دوباره اوضاع برگشت دانشجويان دستگير شدند و آن آقاى عراقى با وقاحت اعلام كرد در صورت عدم تقاضاى تجديد نظر از سوى آغاجرى حكم وى قطعى مىشود در حالى يك ه�ته قبل قرار بود در حكم با يا بدون تقاضاى آغاجرى تجديد نظر گردد و بسيارى از ا�راد شاخص آن جناح نيز از اين حكم تبرى جستند. ظاهرا باز تاريخ تكرار مىشود اگر اينبار اصلاح طلبان درس نگر�تند دانشجويان بياموزند كه با طناب پوسيده اصلاح طلبان حكومتى نبايد به درون چاه ر�ت اينان ر�يق نيمه راهند و با عتاب و تشرى �رصتهاى طلائى اصلاحات را به واسطه ترس به تهديدى تمام عيار براى اصلاحات و جنبش مردمى تبديل مىكنند. معتقدم كه هنوز جنبش مستقل دانشجوئى شكست نخورده و قادر به پيروزى است اگر از اين تجربه ها درس بگيرد و اصلاح طلبان حكومتى را كاملا كنار گذاشته و مستقل تصميم بگيرد. پيروزى نزديك است اگر از تجربيات گذشته درس بگيريد.

Saturday, November 16, 2002

پيشنهادى ديگر به اصلاح طلبان
هر چند از عمل اصلاح طلبان حكومتى به پيشنهادات خود نا اميدم اما پيشنهاد ديگرى را به آنان مطرح مىكنم:
حال كه قوه قضائيه دست به تاسيس وزارت اطلاعات موازى در درون خود زده كه صريحا خلا� قانون اساسى است دولت و مجلس نيز طى اولتيماتومى به قوه قضائيه پيشنهاد تاسيس تشكيلات قضائى براى امور سياسى تحت نظر مجلس در صورت عدم تعطيل وزارت اطلاعات غير قانونى قوه قضائيه بزنند مگر نه اين است كه رسيدگى بيطر�انه به دعاوى سياسى توسط قوه كنونى غيرممكن است خوب خود دست به تاسيس تشكيلات جديدى بزنيد ممكن است بگوئيد خلا� قانون اساسى است خوب مگر وزارت اطلاعات موازى خلا� قانون اساسى نيست ممكن است بگوئيد كه دو تشكيلات قضائى هرج و مرج ايجاد مىكند مطمئن باشيد صر� مطرح كردن اين امر باعث مىشود كه قوه قضائيه تشكيلات اطلاعاتى خود را تحت �شار شديد مردم و جو حاصل از طرح موضوع و دادن اين اولتيماتوم و تعيين مهلت قانونى براى برچيدن وزارت اطلاعات موازى و تهديد به مقابله به مثل از طريق ايجاد تشكيلات قضائى موازى تعطيل خواهد كرد و اين امر باعث مىشود كه تشكيلاتى كه به واسطه آن قوه قضائيه اقدام به ايجاد شانتاژ تبليغاتى عليه اصلاح طلبان مىكرد تعطيل گردد چون قادر به جمع آورى اعترا�ات دروغين از طريق آن سازمان نيست محاكمات آنها حتى در حد همين محاكمات رسوا نيز قادر به عوام �ريبى نخواهد بود و هر محاكمه صر�ا به عاملى براى بى آبروئى بيشتر محا�ظه كاران تبديل خواهد شد. با اين پيشنهاد دندان مار كشيده مىشود و براى اصلاح طلبان بى خطر مىشود و با جو بوجود آمده پس از آن به راحتى اما با برنامه ريزى اين قوه نيز به تصر� مردم در خواهد آمد. مطمئن باشيد صر� اين پيشنهاد بدون آنكه عملى شود دندان مار را خواهد كشيد. در واقع اين پيشنهاد يك مانور سياسى است براى مجبور كردن قوه قضائيه به تعطيلى وزارت اطلاعات غير قانونى خود.

Saturday, November 09, 2002

�اجعه
شاه و قبل از او پدرش بسيار كوشيدند تا اعتقاد مردم اين مرز و بوم را به اسلام ازبين ببرند رضاشاه كش� حجاب كرد اما زنان بسيارى از منزل بيرون نيامدند تا حجاب خود را ح�ظ كنند. در حالى كه برنامه هاى اسلام زدائى �راوانى در دوران محمد رضا به اجرا گذاشته شد 98 درصد مردم به جمهورى بر مبناى اسلام جواب آرى دادند. اما آنچه 50 سال سلطنت پهلوى با همه قدرتش نتوانست انجام دهد در طول 23 سال جمهورى اسلامى انجام شد اندك نظرى به جامعه امروز ايران نشان مىدهد كه ميزان پايبندى مردم به امورى مانند حجاب و نماز به كمترين حد خود در طول تاريخ رسيده آمار طلاق و �ساد و �حشاء سر به �لك مىزند هميارى و كمك و ايثار ديگر نمودى در جامعه ندارد و جاى آن را پول و تجمل و ماديات گر�ته ربا و ربا خوارى بيداد مىكند و بدتر از همه آنكه قبح آن هم شكسته داشتن دوست دختر و دوست پسر كه زمانى بسيار قبيح بود به موردى معمولى در بين جوانان تبديل شده است.
امنيت جامعه به كمترين حد بعد از حمله مغول به ايران رسيده سلامت و بهداشت جامعه از نظر گسترش بيماريهاى واگير دار مانند ايدز به حداقل ممكن رسيده مواد غذائى �اسد هر روزه توسط كسانى كه ادعاى تقوايشان دنيا را كر كرده وارد كشور مىشود. جان و مال و ناموس مردم پشيزى براى حكومتگران نمىارزد. بيش از هر چيزى از ترس از خدا حر� مىزنند و دعاى ظهور حضرتش را مىكنند اما ر�تارشان چون م�سدينى است كه از خدا هيچ واهمه ندارند و از ظهور حضرت مهدى در ترسند.
�قر بين مردم عادى و ثروت بين آقازاده ها و وابستگانشان توزيع شده داشتن يك خانه ساده و اتومبيل كه روزگارى اولين چيزى بود كه هر كسى در بدو زندگى داشت به آرزوئى دست نيا�تنى تبديل شده زن و مرد در طلب لقمه اى نان به هر درى مىزنند ولى آخر كار هشتشان گرو نهشان است. اميد به زندگى در ميان نسل جوان به حداقل رسيده و نااميدى جاى آن را گر�ته در هيچ جائى بدون رشوه و پارتى كار جلو نمىرود.
جنايتكاران و دزدان بيت المال آزادانه مىگردند ولى آ�تابه دزدان در كنج زندانند. تعداد زندانيان سياسى روز به روز در حال ا�زايش است يكى هنوز دستگير نشده به انواع اتهامات متهم مىكنند �ردا هم از وى به تمام اتهامات بى كم و كاست معتر� است جالب آنكه خود خواهان مجازات خويش است و خود را داراى بزرگترين م�اسد مىداند.
هر مخال�تى را به نام اسلام سركوب مىكنند. هر انتقادى از حكومتگران با عناوينى چون توهين به خدا و پيغمبر سخت ترين جوابها را مىگيرد.
احكامى كه قبلا جز در محاكم نظامى آنهم تحت عنوان امر اعليحضرت امكان پذير نبود امروزه در محاكم عادى صادر مىگردد.
با خود مىانديشم كه اگر خدا مىخواست قومى را عذاب كند بدتر از اين امكان داشت ?

Thursday, November 07, 2002

حكم اعدام آقاجرى به جرم ارتداد صادر شد. خبر آنقدر تكان دهنده است كه انسان حقيقتا حيرت مىكند نكند در قرون وسطى به سر مىبريم ولى اگر در قرون وسطى هستيم اين كامپيوتر و اينترنت چيست تنها يك جواب مىيابم ايران وارد تونل زمان شده آنهم توسط مرتجعينى كه مىخواهند ايران را از طريق آن به قرنها قبل بازگردانند.

Sunday, October 20, 2002

پيشنهادي به دولت ايران
اتحاديه اروپا به ايران پيشنهاد كرده كه گسترش روابط ايران با اتخاديه اروپا منوط به شناسائي اسرائيل است چنين پيشنهادي در واقع �قط يك معنا دارد : قطع يا كاهش روابط با ايران و ضمينه سازي براي اقدامات آتي بر عليه ايران و همسوئي با آمريكا در اين مورد چون از هم اكنون پاسخ دولت ايران بدين درخواست معلوم است. اما ايران مي تواند با پاسخي هوشمندانه تمام اين موارد را از خود دور و حتي امتياز قابل توجهي نيز بگيرد و آن پاسخ اين است: شناسائي اسرائيل در صورت اجراي تمام قطعنامه هاي سازمان ملل در مورد �لسطين . اسرائيل قطعا چنين كاري را نخواهد كرد اما اينبار توپ در زمين اسرائيل و اتحاديه اروپا و آمريكاست و تمام بهانه ها براي اقدامات آتي عليه ايران گر�ته مي شود.
خب ممكن است عده اي بگويند اگر اسرائيل اين را پذير�ت چه ؟ هر چند اين احتمال ص�ر است ولي در صورت وقوع نيمي از حق مردم �لسطين كه با نيم قرن تلاش آنها بدست نيامده را بدست خواهد آمد در حالي كه بر طبق قرارداد اسلو تنها بيش از ده درصد زمينهاي �لسطينيان بدست آنها اداره مي شود آنهم به صورتي كه مي بينيد ضمن آنكه كنترل بيت المقدس نيز بدست سازمان ملل مي ا�تد نه اسرائيل. پس در هر صورت اين پيشنهاد به ن�ع ايران است ضمن آنكه بهانه هميشگي اسرائيل كه ايران خواهان نابوديي ماست پس بايد بر عليه آن كاري كرد نيز از دست اسرائيل گر�ته مي شود خب ديگر چه مي خواهيم آيا اين همه شعارها چيزي نصيب ما يا حتي �لسطين كرده است كه بر آن پا�شاري مي كنيم آيا بايد ملت ايران تاوان مشتي شعار توخالي را بدهد؟ بشين و ب�رما و بتمرگ يك معنا دارد اما پاسخها به آن كاملا مت�اوت است.
گنجى با اعتقاد به اصلاح پذيرى جمهورى اسلامى به زندان ر�ت اما زندان او را به باور اصلاح ناپذيرى نظام جمهورى اسلامىرساند .
اصلاح طلبان اگر واقعا مى خواهند چيزى را عوض كنند بايد ابتدا بازنگرى قانون اساسى سال 68 و پس از آن پيش نويس قانون اساسى اول جمهورى اسلامى كه آيت اله خمينى هم آن را امضا كرد ولى به جاى آن قانون اساسى قبل از بازنگرى 68 به ر�راندوم گذاشته شد و بر اساس آن نظام ايران جمهورى به معناى واقعى بود را به ر�راندوم بگذارند .
تنها راه بقاى نظام جمهورى اسلامىايران همان پيش نويس است.
اصلاح طلبان خوش خيال بيهوده مىانديشند كه با اين دو لايحه چيزى تغيير مىكند مشكل اساسى است �كرى اساسى بايد كرد
صد سال تكرار تاريخ
از وقتى امير كبير پرچم اصلاحات را در ايران بدست گر�ت هيچ زمامدارى در ايران عاقبت به خير نشد مگر آنكه با اصلاحات همراه شد به سرنوشت ناصرالدين شاه
محمد على شاه احمد شاه رضا شاه و محمد رضا شاه بنگريد وجه مشترك همه آن بود كه نمى خواستند بپذيرند اصلاحات يعنى آنچه مردم مىگويند نه آنچه آنها مى خواهندو هيچ كدام هم از تاريخ عبرت نگر�تند راستى چرا هيچ كس از تاريخ عبرت نمىگيرد شايد تاريخ درس سختى است يا آنكه بازيگران آن مىپندارند تاريخ استثنا قائل مىشود ؟ هر كدام كه باشد نتيجه آن يكسان است.
شايد �ردا دير باشد.
�ريده ديبا در كتاب خاطرات خود از علل سقوط شاه اين دليل را برجسته مىكند كه در جلو رضا شاه كسى جرات گ�تن دروغ را نداشت و در جلو محمد رضا شاه جرات گ�تن حر� راست
محمد رضا شاه آنگونه كه ديگران وى را توصي� مىكنند و خود نيز در كتاب پاسخ به تاريخ منعكس مىكند �ردى بوده كه با اوهام و خيالات خود مملكت را مىگرداند نه با واقعيت او هميشه دوست داشت همه چيز را آنگونه ببيند كه خود مىخواهد نه آنگونه كه هست او هيچ گاه نخواست درك كند كه در 1332 با كودتاى آمريكا ئيان به ايران بازگشت نه با قيام مردم . او نخواست لحظه اى خود را آنگونه كه هست ببيند نه پشت القاب پر طمطراقى كه چاپلوسان به وى داده بودند. او هيچگاه نخواست درك كند كه اين مردم ايرانى و مسلمانند نه غربى و لائيك. معناى همه چيز در نزد ذات اقدس همايونى مت�اوت با آنچه بود كه واقعيت داشت او حتى درك درستى از كلماتى مانند آزادى و گ�تگو و .... نداشت همه چيز را از نگاه خود مىديد و آنچنان كه از كتاب پاسخ به تاريخ وى و شكست شاهانه ماروين زونيس برمىآيد خود را نظر كرده خدا و داراى ماموريت الهى براى پيشر�ت ايران ( البته باز با معناى خاص خود ) مىدانست . وى هيچ گاه نخواست درك كند كه جمعيت انبوه استقبال كننده را ساواك به صحنه مىآورد براى همين زمانى كه با هليكوپتر انبوه جمعيت را كه �رياد مرگ بر شاه سر داده بودند را ديد بسيار متعجب بود و نهايتا نيز اين احساس را داشت كه مردم در حق او ناسپاسى كرده اند و براى همين كتاب پاسخ به تاريخ را نيز با زبان انگليسى نگاشت نه �ارسى گوئى با اين مردم ناسپاس قهر كرده است. وى نخواست ب�همد كه اين مردم سه �رصت تاريخى به وى داده اند كه از هر سه ر�وزه بيرون آمده : اولى پس از پدرش دومى در جريان ملى كردن صنعت ن�ت و سومى پس از خرداد 42 . آيا اگر او با مصدق همكارى مىكرد سرنوشتش اين بود؟
اگر او اندكى از اين اوهام خود بيرون مىآمد شايد آن سرنوشت خ�ت بار را نمىيا�ت شايد همانگونه كه در روز به سلطنت رسيدنش ازو با اميد استقبال كردند در روز مرگش بر وى مىگريستند. هر چه بر سر او آمد نتيجه ر�تار متكبرانه اش بود نتيجه اين بود كه هيچگاه نخواست ب�همد كه گ�تگو دو طر�ه است نه آنكه او بگويد و ديگران اطاعت كنند و اگر نكردند از حقوق شهروندى محرومشان كند ( نتيجه اين بود كه نخواست ب�همد كه طبق قانون اساسى وظي�ه او �قط سلطنت است نه حكومت نتيجه اين بود كه خود را �راقانون مىديد نتيجه اين بود كه وى مجلس را براى ثنا مىخواست نه وضع قانون و مردم را نادان تر از آن مىدانست كه نمايندگانشان را خود انتخاب كنند و خود به جاى مردم دست به انتخاب نمايندگانشان مىزد نتيجه اين بود كه مي انگاشت با ممنوعيت راديوى موج كوتاه مىتوان به جنگ تكنولوژى ر�ت و مردم را از شنيدن آنچه براى آنان مضر مىداند به دور نگه داشت او حتى اصلاحات و انقلاب را با تعري� خود قبول داشت و نه تعري� مردم ( انقلاب س�يد ) و نتيجه آن شد كه شد . مردم به وى �هماندند كه آقاى شاه تو نه مىتوانى با تكنولوژى مبارزه كنى و نه گ�تگو يكطر�ه است و نه آنان براى وى رسالتى الهى قائلند و نه وى را �راقانون مىدانند و نه تعري� وى را از اصلاحات قبول دارند. او به مردم گ�ت صداى انقلاب شما را شنيدم اما ديگر دير شده بود. مردم ديگر او را باور نداشتند اگر زمانى نخست وزيرى امينى امتيازى به مردم محسوب مىشد اينبار حتى نخست وزيرى شاپور بختيار ( از سران جبهه ملى ) نيز كارساز نبود.اين مردم در جريان ملى كردن صنعت ن�ت و خرداد 42 به طور ش�ا� به او گ�ته بودند كه خواهان تغييرند اما او نخواسته بود بشنود . مگر مىتوان در سنت خدا را در مورد قومى كه خواهان تغيير است استثناء قائل شد.
اما امروز اقليتى كم شمار با آنچنان وسواسى خطاهاى وى را را دنبال مىكنند كه انسان آنچنان در تعجب �رو مىرود كه آيا عده اى به عمد به دنبال تكرار تاريخند يا چنان �راموشكارند كه آنچه به چشم خود در گذشته اى نزديك ديده اند را به �راموشى سپرده اند.اگر مردم بر عليه شاه بودند جو جهانى بر عليه شاه نبود و تمام قدرتها ازو پشتيبانى مىكردند اما سنت الهى در مورد او به اجرا در آمد آيا اينان نمىانديشند كه اينبار حتى جو جهانى هم به ن�عشان نيست و ممكن است ر�تارشان علاوه بر نابودى خودشان به تجزيه ايران و نابودى دين در ايران منجر شود و همان جهانخوارانى كه انقلاب عليه آنها بود بگويند: آى ملتها ديديد اين هم حكومت دينى! ديديد كه با حكومت دينى بايد قيد آزادى و مردمسالارى را زد . اين حضرات اگر كمى چشم خود را باز كنند خواهند ديد كه �رزند همان شاهى كه مردم وى را با خ�ت از خود راندند در اثر ر�تار غلطشان چمدانهاى خود را در انتظار بازگشت بسته و آمريكائيانى كه پدرش را به ايران بازگرداندند براى ايران خوابهاى شومى ديده اند. باشد كه اينان امروز به خود آيند شايد �ردا دير باشد.
بهترين انتخاب آنست كه مردم خود سرنوشت خويش را در دست گيرند
از ويژگيهاى جمهورى اسلامى آنست كه با همه چيز كنار مىآيد و مذاكره مىكند اما در بدترين موقعيت ممكنه !
گروگانگيرى و آنهمه جنجال را به ياد آوريد آخرش چه شد بعد آنهمه جنجال و قيل و قال و ادعا و رد پيشنهادهاى آبرومندانه و داراى من�عت براى كشور گروگانها با شرايطى كه براى ايران خ�ت بار بود به كشورشان بازگشتند بعد هم دل مردم را به اين خوش كردند كه ابهت آمريكا شكست اما با چه قيمتى حيثيت بين المللى ايران بر باد ر�ت و ايران به عنوان كشورى ناقض تمام قوانين شناخته شد تبعات گروگان گيرى ( مانند جنك و وخامت اقتصادى و از دست دادن منا�ع اقتصادى در منطقه ) را هم همان ملت شهيد پرور و هميشه در صحنه پرداختند ( آدم ياد اين جك مىا�تد كه عربى به دوستش مىگويد جاسم آبرويت ر�ت زيرا زنم در �احشه خانه تو را ديده است )
باز جنگ را به ياد آوريد كه بعد از آنهمه پيشنهاد آبرومندانه و پيروزمندانه ( مثل ~ىشنهاد سال 61 عربستان براى پرداخت غرامت ) قطعنانه را زمانى پذير�تيم كه چاره اى جز اين نداشتيم و اگر اشتباه صدام در حمله به كويت نبود هنوز عراق خاك ما را در اشغال داشت. بماند كه جز همين بازپس دهى خاك هيچ يك از بندهاى قطعنامه اجرا نشده است و حتى اسرا هنوز به طور كامل به ايران بازنگشته اند در حالى كه كويت در حال گر�تن غرامت از عراق است ما يك ريال هم غرامت دريا�ت نكرديم پس از گذشت 15 سال از آثش بس هنوز قرارداد ترك مخاصمه امضا نشده است. مسئولين ادامه جنگ هم كه در برج آج نشسته و كوچكترين سوال را با زندان پاسخ مىدهند چون جوابى ندارند چون اگر مسئله مطرح شود در نظر مردم محكوم خواهند شد.
اما ايند�عه حمله آمريكا و روياى تجزيه ايران شوخى نيست در د�عات قبل خسارات با همه سنگينى �لج كننده و نابود كننده نبود اما اينبار هست اگر اين سرزمين 3000 ساله تجزيه شود غير قابل جبران است.دشمنيهاى بچه گانه چند ن�ر كه منا�عشان بقائشان و همه چيزشان به خصومت با آمريكا بستگى دارد و خودشان را برتر از ملت ايران مىدانند نبايد سرزمين ايران را با خسارات بيشترى مواجه سازد هر چه تاكنون اين ملت از دست اين خودبزرگ بينان دچار جنون قدرت كشيده بس است منا�ع آينده ايران از قبيل سهم ايران در درياى خزر و عبور خط لوله ن�ت و تبديل ايران به قدرت اصلى اقتصادى و سياسى منطقه اقتضا مى كند اين بار ملت واقعا وارد صحنه شده و سرنوشت خويش را بدست گيرد و خود براى خود تصميم بگيرد و بگويد كه قيم نمىخواهد اگر ملت امروز به صحنه نيايد ممكن است آينده تاريكى در انتظار ايران و ايرانى باشد زيرا اگر اين ات�اق ني�تد ات�اق ديگر تنها اين خواهد بود كه مانند د�عات قبل در بدترين وضعيت ( پس از حمله ويرانگر و قبل از نابودى اين عده نظير آنچه آمريكا درسال 1991 با عراق كرد ) عده اى ملتمسانه به مذاكره با آمريكا خواهند نشست و تمام اين مملكت را در ازاى بقاى چند روزه در قدرت به نام آمريكا سند خواهند زد و تركمنچاى و گلستانى ديگر را به ايران تحميل خواهند كرد و ايران مانند سال 1991 عراق تا سالها تحت تحريم هاى خرد كننده بين المملى قرار خواهد گر�ت پس به خود آييم و بدانيم در اين روند اين عده قليل قادر به مقاومت زيادى نخواهند بود زيرا بخش بزرگ ولى �علا كم توان حاكميت �على و بخش عظيم خارج از حاكميت در صورت به ميدان آمدن مردم آنچنان قدرتى خواهند گر�ت كه طالبان ايران همانند طالبان ا�غانستان چاره اى جز دربدرى در كوه و بيابان نخواهند داشت. مطمئن باشيد طالبان ايران بسيار ضعي� تر از آنست كه به نظر مىآيد همين �رستادن هيئت هاى مذاكره كننده با آمريكا به قبرس برلين و امارات متحده خود بهترين شاهد اين ماجراست اينان به اين نتيجه رسيده اند كه با نبود پايگاه مردمى تنها راه حل پناه به آمريكا و نمازگزاردن به قبله گاه كاخ س�يد و باكينگهام و هم آغوشى با ام المومنين اليزابت است . ( بسيارى از مردم ايران به علت روابط سنتى جناح راست با انگليس ملكه اليزابت را به طعنه ام المومنين جناح راست مىنامند.)

تاريخ كتابى كه از آن عبرت گر�ته نمىشود!
اميرالمومنين ملا محمد عمر نامى كه يك سال پيش ا�غانستان را در سيطره جهنمى خود داشت امروز آواره و دربدر در كوهها به دنبال راه �رارى از دست ا�غانها و آمريكائىهاست شايد همينك از آنهمه لجبازى و خيره سرى پشيمان باشد و آرزو مى كرد كه با كمى مدارا با اتحاد شمال و آمريكا هنوز كلاهش در ا�غانستان پشمى داشت اما مغرورانه همه را تهديد به جنگى كه پيروز آن خود او بود مىكرد و از مقاومت امت مسلمان ا�غان در برابر آمريكائىها سخن مىگ�ت ( يك خود بزرگ بينى و كوچك شمردن دشمن ) و از تكرار سرنوشت شوروى براى آمريكا مىگ�ت ( يك مقايسه اشتباه ) از مدد الهى براى پيروزى سخن مىگ�ت و خود را حق مطلق و همه را باطل مى پنداشت ( يك خود حق پندارى ) خود را جانشين رسول خدا مىپنداشت و شامل لط� بيكران خدا مىدانست و حتى قحطى را نتيجه مستقيم ناشكرى معدودى از ا�غانها ( مانند احمد شاه مسعود ) كه حاضر به تن دادن به ولايتش نبودند مىدانست اما با كمال ناباورى تمام آنچه با كمك سازمان اطلاعات پاكستان ( و نه يارى خدا ) ساخته بود در عرض مدت اندكى �رو ريخت مردم و ارتشى كه به حمايتشان مطمئن بود همه مشتاقانه ورود سربازان اتحاد شمال و آمريكا را جشن مىگر�تند مردم در ص�هاى طولانى زدن ريش به عنوان مظهرى از مخال�ت و دور ريختن طالبانيسم مىايستادند تا آخرين بقاياى سلطه طالبان را از قيا�ه خود بزدايند اين همان مردمى بودند كه تا ديروز از ترس طالبان دم بر نمىآوردند و روزى پنج بار در پشت سر آنان به نماز اجبارى مىايستادند و هر جمعه نماز دشمن شكن جمعه را به امامت ملا عمر و واليانش به جا مىآوردند آنها در برابر مردمشان ايستادند همان مردمى كه مدعى بودند از آنان حمايت مىكنند و خدا به اين مردم عنايت كرده و دولتى اسلامى را برايشان به ارمغان آورده . ملا عمر مغرور به حمايت مردم و خدا و پيروز ميدان نبرد با اتحاد شمال از انبوه نمازگزارانى كه به اجبار در پشت سرش مىايستادند و از پيروزىهاى پى در پى بر اتحاد شمال دچار خود�ريبى و غرور شده بود و دائما همه را تهديد به شكستى م�تضحانه مىكرد امروز يك سال از اين ماجراها مىگذرد اما نه از ملاعمر خبرى است و نه آثارى از سلطه طالبان به چشم مىخورد و طالبان و گروه ملاعمر براى هميشه از صحنه تاريخ برچيده شدند و سلطه غرب و آمريكا و حتى �رهنگ غرب بر ا�غانستان كامل شده و ا�غانستان متحد نزديك آمريكاست اما همان روش و بلو�ها از سوى اقليتى معدود كه خود را حق مطلق مىپندارند در ايران دنبال مىشود و اين عده براى نابود كردن آخرين بقاياى راى مردم و دوم خرداد دست به دست هم داده اند و مدد الهى را هم پشت سر خود مىبينند!!!! آيا اين عده نمىخواهند از تاريخ عبرت بگيرند و ازواقعه اى كه در همسايگيشان اث�اق ا�تاد بياموزند در قرن بيستم هيچ حكومتى بدون پشتوانه واقعى مردم پابرجا نخواهد ماند مردمى كه در راىگيريها نظر خود را دادند نه �قط اقليتى كه هميشه از قول همه مردم سخن ميگويند. آيا اين اقليت پرقدرت و كم شمار به شباهت بى مثل و مانند سخنان و ر�تارهايشان با طالبان نمى انديشند؟آيا نمىانديشند كه سنت خدا در مورد همه يكسان و لايتغير است و در كار خدا پارتىبازى راهى ندارد

طرح خانه هاى ع�ا� با همه معايب يك حسن خيلى خيلى بزرگ داشت وقتى جنده خانه را خانه ع�ا� معنى مىكنند آنگاه معنى واقعى كلماتى مانند سازندگى و خدمت به مردم و سردار و هزاران مورد ديگر مشخص مىشود به اين مىگويند ش�ا� سازى آن هم از نوع بسيار اعلى
مشكل اساسى در دستيابى مردم ايران به دموكراسى در آنست كه عده اى پس از 1300 به حكومت رسيده اند كه هيچگاه در كل طول تاريخ ايران حكومت نكرده اند و در اكثر مواقع تحت �شار حكومتها بوده اند و حال حاضر به از دست دادن آن يا حتى سهيم كردن مردم در قدرت نيستند زيرا حتى سهيم كردن مردم در قدرت را از دست دادن تدريجى آن مى دانند بنابراين تا آخرين ن�س در برابر هر كسى كه �كر كنند ممكن است كوچكترين خطرى براى آنها محسوب شود مىايستند و از هيچ چيز ابائى ندارند و چون خود را عين دين مىدانند هر سركوبى را هم با همين عنوان توجيه مىكنند اصلاح طلبان و حتى روحانيونى كه شرايط زمانى را درك مىكنند به خوبى واق�ند كه اين امر( عدم تبعيت از راى مردم ) در دراز مدت حتى آن سهم از قدرت را كه ممكن است پس از سهيم شدن مردم به روحانيت برسد هم در صورت ادامه روند �على از دست خواهند داد اما از آنجا كه اينان طبقه اى جديد در بين روحانيت اند بعيد است تا حداقل 50 سال آينده از پس دايناسورهاى حوزه برآيند و از آنجا كه صبر ملت رو به پايان است و دخالت روحانيت در تمام امور باعث شده است كه همه مشكلات به پاى آنان نوشته شود در آينده اى نه چندان دور شاهد حوادث خونبارى در ايران خواهيم بود كه احتمالا در كل تاريخ ايران منحصر به �رد خواهد بود آينده اى كه در انتظار حوزه ها و ايران خواهد بود همانند سرنوشت كليسا و اروپاست با اين ت�اوت كه شرايط كنونى جهان و قدرت رسانه ها مدت زمان آن را به مقدار قابل توجهى كاهش خواهد داد اما هيچكس نمىتواند جلوى جوىهاى خونى كه براه مىا�تد را بگيرد چون هر دو طر� قضيه ( مردنم و روحانيون ) خود را در اين راه محق مىدانند چون روحانيت هر كشتارى را تحت عنوان د�اع از دين توجيه خواهد كرد و مردمى كه ديگر دينشان را از روحانيون نمىگيرند هر مقاومتى را به نام آزادى و دموكراسى توجيه مىكنند جالب اينجاست كه در اين نبرد حتى دينداران نو انديش كه بخش عمده اى از دينداران �على را تشكيل مى دهند در كنار مردم خواهند بود چون در برداشت آنها دين بر خلا� برداشت دايناسورها كاملا با آزادى انسانها موا�ق است. بازنده نهائى اين سلسله نبردها �قط روحانيتى كه به هيچ رو نه حاضر است و نه قادر است خود را با زمانه تطبيق دهد. من بر اين باورم كه نهضت نوانديشى دينى كه هم اينك در حال قوت گر�تن است هر چند نخواهد توانست روحانيت را سر عقل بياورد اما در اين امر تا حدودى وضعيت بهترى براى دين اسلام در ايران نسبت به مسحيت در اروپا پس از وقوع اين تحول رقم خواهد زد هر چند كه وقوع ريزشهاى دينى در ميان مردمى كه هم اينك روحانيت را بزرگترين مانع در سر راه آزادى خود مىبينند اجتناب ناپذير است.
چرا بعضىها با طرح خونه ع�ا� رو دادن:
1) چون استكبار جهانى مىخواست �احشه خونه كه جاى بى ع�تى است باز كنه اما ما با اين طرح براى هميشه �احشه ها رو به خونه ع�ا� مى�رستن تا جلوى بىع�تى گر�ته بشه.
2) چون به اين ترتيب جلوى روابط نامشروع گر�ته ميشه و روابط نامشروع مشروع ميشه بنابراين ديگه هيچ رابطه اى نا مشروع نيست كه استكبار بگه در ايران رابطه نا مشروع زياد شده و به اين ترتيب طبق معمول مشت محكمى به دهان استكبار زده ميشه.
3) چون خونه ع�ا� درست مىكنن آقازاده هاشون كه خيلى هم ع�ي�ند براى زيادتر كردن ع�ت خود مىرن خون ع�ا�.
4) چون مشكل هميشگى جوانان ع�ي� يعنى خونه خالى حل ميشه و راحت و با هزينه كمى بهشون هتل اجاره مىدن.
5) چون اين كار مشكل بيكارى رو حل مىكنه تازه خيلى ها رو هم تشويق به كار ميكنه اونم چه كارى!
6) چون ا�تتاح خونه ع�ا� ميشه يه شغل نون و آبدار بنابراين بخشى ديگه از آقازاده هاى بعضى ها به كار مديريت خونه ع�ا� مشغول ميشن پدر اين آقازاده ها هم به كار كلنگ زنى و ا�تتاح خونه ع�ا� .( به خصوص اگر به سازندگى علاقه داشته باشن )
7) چون ع�ا� خيلى لذت داره به خصوص وقتى طر�ين به ارگاسم مىرسن.
8) چون وقتى بعضى ها ادعاى ع�ا� ميكنن گناه دوروئى و دروغ به پاشون نوشته نميشه به خصوص اگه پيشنماز هم باشن.
9) چون مشكل بيكارى ماماها رو كاملا حل ميكنه بذارين نه ماه از طرح بگذره اونوقت بايد ماما و پزشك زنان رو هم وارد بكنيم.
10) چون مىخواهيم پاسخ دندان شكنى به �ضولهائى كه هم جناحى هاى اونا رو تو خونه هدايت كرج لو دادن و پيگير قضيه شدند داده باشن و بگن حالا كه اينطور شد ايران رو خونه هدايت ( ببخشيد ع�ا� ) مىكنن.
11) چون به هدايت زنان گمراه علاقه مندن البته به طر� هتل.
12) چون خيلى به �كر جوانها هستن به خصوص دانشجوها از اين به بعد به جاى شركت تو تجمع عليه اونا تو خونه ع�ا� تجمع ميكنن هم مشكل اونا حل ميشه هم مشكل دانشجوها.
13) چون به شركت �عالانه زنان در عرصه كار و اشتغال علاقه مندن.
14) چون مىخواهيم ثابت كنن كه همه چيز راه شرعى داره حتى �حشاء ( ببخشيد ع�ا� ) �قط كا�يه به جناح اونا بگن.
حالا �قط براى تضمين بيشتر سعادت بشر ما هم يه طرح ديگه رو به موازات طرح بالا پيشنهاد ميكنيم :
بياين ما هم بهشت و جهنم رو ب�روشيم كار �روش هم به بعضى ها واگذار كنيم مگه ما چى از مسيحيا كم داريم اونا تو سال 1400 خودشون اين كارو مىكردند حالا هم كه سال 1400 ماست.
شعار دهه اول اين بود كه ايران را مدرسه كنيم شعار دهه دوم رو اين انتخاب كنيم ايران رو خونه ع�ا� كنيم.
نتيجه منطقى : معلومه جديدا خلاقيت مسئولين خيلى سرريز كرده بنابراين بايد منتظر سرريزهاى جديدى بود. احتمالا مثل نهضت ع�ا� آموزى.
نتيجه اخلاقى : خدا دشمنان آزادى اين ملت را از احمقها قرار داد.
رياست محترم دادگسترى هر جائى كه حاضر باشه بوش رو محكوم كنه كه به ما هم پول بده
نظر به اعترا�ات آقاى سيامك پورزند در مورد پرداخت پول به عوامل استكبار كه ظاهرا با تعري� ايشان تمام ملت ايران را در بر مىگيرد خواهشمند است نسبت به رسيدگى به اين امر كه چرا آقاى بوش در بودجه سالانه حقوق 60 ميليون ن�ر از مردم ايران را در نظر نگر�ته و �قط به بخش كوچكى از آنها ( روزنامه نگاران ) اين پرداخت صورت گر�ته اقدام �رمائيد زيرا همانگونه كه مستحضريد مردم ايران در چند انتخابات گذشته سرسپردگى خود را به استكبار جهانى نشان داده اند و با سرپيچى از اوامربعضىها به بعضىهاى ديگه كه مورد نظر بعضى ها نبوده راى داده اند و بدينوسيله دل بعضى ها رو به درد آورده اند و باعث كمياب شدن داروى دل درد در ايران شده اند.
نظر به آنكه در اين ميان حقوق بسيارى از مردم پايمال شده لط�ا به رسيدگى به اين موضوع اقدام نمائيد.
با تشكر يكى از همون ملتى كه دل بعضيها رو بدرد آورده

پيوست محرمانه:
1) در طول بازداشت آقاى بوش با او به گونه اى محترمانه برخورد شود كه او در اعترا�ات تلويزيونى به اين مطلب اعترا� كند.
2) حتما براى نيل به مقصود ما از قضات و بازپرسان با ايمانى كمك گر�ته شود كه آقاى بوش به خاطر عدالتشان تقاضاى تجديد نظر هم نكند.
3) براى منظور �وق از زيرزمين اسث�اده شود تا متهم سربهوا نشود.
4) نظارت مقامات �را جناحى بر پرونده توصيه مىشود.
5) حتما به متهم توصيه شود اسناد جرمش را در پوشه اى مرتب به همراه داشته باشد تا در حين اعترا� تلويزيونى به مردم نشان بدهد.
6) از يك وكيل با تجربه براى كمك به پر كردن ليوانهاى آب براى متهم در طى مصاحبه است�اده شود.
7) براى كمك بيشتر به متهم سوالاتى را در اختيار خبرنگاران قرار مىدهيد جوابش را هم به متهم بدهيد تا در پاسخگوئى دچار اشكال نشود.
8) از متهم خواسته شود دستش را در هنگام صحبت در مصاحبه بر زانو بگذارد و برندارد تا لرزش دستش معلوم نگردد.
9) نتايج بازجوئى هر شب پس از نماز مغرب و عشاء به اطلاع ما برسد.
مو�قيت شما را در بازجوئى را از خدا خواستارم

ده دليل محكم و قاطع براى اعدام آقاجرى :
1) مرجع نوگرا و جوانگرائى مانند نورى همدانى �رموده اند از سلمان رشدى بدتر است . ( براى پى بردن به نوگرائى حضرت ايشان ويلاى كلاردشتشان را ببينيد و براى جوانگرائى ايشان به سن همسر جديدشان ( 16 سال ) نگاه كنيد.)
2) مرجع شجاعى چون مكارم �رموده اند با ايشان برخورد شديد شود. ( براى پى بردن به شجاعتشان همين بس كه از شاه جايزه گر�ته اند و پس از آن به شاه بد گ�تند ( البته بعد از بيست سال كه شاه مرده بود. ))
3) ملا خزئلى �رموده از ميمون دو درجه پائين تر است. پس چون آقاجرى ميمون نبوده بايد كشته شود چون بلد نيست تقليد كند.
4) چون مگه ما از مسيحى ها كمتريم اونا تو قرون وسطى كلى آدمارو تك�ير كردند و كشتند اگه ميخوايم پيشر�ته بشيم ما هم بايد مثل اونا تك�ير كنيم و بكشيم تا از قرون وسطى اسلامى بگذريم و وارد قرون پيشر�ت بشيم. هر كارى راهى داره راه پيشر�ت هم اينه!
5) چون ايشون حر�ى زده كه باعث ا�زايش �قر و بيكارى ميشه ميدونين اگه طبقه روحانيت نباشه چند ن�ر بيكار ميشن.
6) چون مردم پولشون بدون دادن سهم امام حرومه و ايشون ميخواد مردم حروم خور بشن اما ما نمىخواهيم.
7) چون جامعه مدرسين هر چى گ�ت همون درسته و مردم بايد به حر�اشون گوش كنن. مردم هر موقع به حر�شون گوش ندن اگه اونا دعا كنن مردم بيچاره ميشن. ( تو انتخابات رياست جمهورى به حر�شون گوش ندادن ديديد راى ها تون رو خدا چه جورى بى اثر كرد كه هر چى دولت و مجلس مىخان عكسش تو مجمع تشخيص مصلحت نظام تصويب ميشه . سعيد حجاريان به حر�شون گوش نداد توسط يكى از خواص ( اسم مجله جديد سعيد عسكر ) ترور شد . تازه روزنامش بسته شد اما سعيد عسكر بچه خوبى بود الان آزاد تو خيابونا مىگرده تازه درسشم مىخونه روزنومه هم داره )
8) چون گ�ته مردم ميمون نيستن .
9) چون شيخ �ضل اله رو همين روشن�كرا كشتن پس حالا بايد انتقامشو بگيرن .
10) مهمتر از همه چون ما ميگيم هركى به حر�اى ما گوش نده خودشو هم مى�رستيم همونجائى كه قراره آقاجرى بره.
بيائيد �رض كنيم �قط كلمه دشمن از زبان �ارسى حذ� شود و معادلى هم براى آن نباشد آنگاه بعضيها ديگه نمىتونند سخنرانى كنند چون ديگه چى مىخوان بگن اگر كلماتى نظير استكبار هم حذ� شود كه ديگه واويلاست. حالا �رض كنيد با آمريكا هم رابطه برقرار شود �كر نمىكنم كه خيلي ها بتونند تا آخر عمر پر بركتشون! يك كلمه حر� بزنند.


راستى اگه بعضيها اينقدر به دنيا بى علاقه نبودن و �قط از سر دلسوزى براى مردم شغلهاى پر دردسر نون و آبدار انتخاب نمىكردن تا حقوقشو براى منا�ع مردم در راه محرومين خرج كنن مردم ايران واقعا چى كار مىكردن. چطور مىتونستن مشكلاتشون رو حل كنن. چرا مردم ما اينقدر ناسپاس و قدر نشناسن كه تو راى دادن اين بندگان خاص خدا رو انتخاب نمىكنن كه مجبور بشن �قط به خاطر صلاح مردم صغير دست به نظارت استصوابى بزنن كه خداى نكرده كسانى وارد حكومت نشن كه قصدشون خدمت كردن صادقانه نباشه و خداى نكرده �ري�ته اين دنياى پست و زبون بشن. براى همين بعضىها مجبور بشن �داكارى كنن و تمام مملكت رو به اسم خودشون و �رزندان مخلصشون كه اخلاصشون رو از باباجون به ارث بردن سند بزنند كه ديگرون به �ساد اقتصادى كشيده نشن. و تو نماز شبهاشون از خدا براى اين ملت �ريب خورده طلب آمرزش كنن. �قط عجيب اينجاس كه روزا تو سخنرانىهاى بعضىها اين امت ميشن هميشه در صحنه و ازشون قدردانى ميشه. شبا اين امت ميشن �ريب خورده كه بايد وقت گرانبهاى بعضيها رو بگيرن تا شايد بشه يه جورائى هدايتشون كرد. بعد نص� شبا بعد اونهمه زحمت براى ملت ناسپاس اونهم در اوج خستگى مجبور بشن به خاطر خدا و اينكه جوونا به راههاى خلا� كشونده نشن. پري رويان سيمين پيكرو ارشاد كنن كه باباجون ما خيرتو مىخوايم دنبال دنيا و جوونا نرين تا ما مجبور بشيم عبادت خدارو ترك كنيم و به ارشاد شما بپردازيم هر چند اين هم نوعى عبادت است كه حتى ممكنه مجبور بشن براى ارشاد و پاك كردن تمام گناهان اين پري رويان بهشون آب مقدس تزريق كنن تا خدا صوابى براى اين پرى رويان گناهكار بنويسه كه از تمام دنيا بيشتر باشه. ( مراجعه شود به بعضى كتابا كه در صواب ارشاد پرى رويان توسط اين بنده هاى خدا نوشته شده ) خدايا واقعا كارى كن اين مردم حق ناشناس به عمق �داكاريهاى شبانه روزى اين مسئولين مخلص پى ببرن آمين
نامه آيت اله طاهرى رسوائى تازه اى براى آنان بود كه ادعاى دينشان دنيا را كر كرده اما به جز دنيا به چيزى نمىانديشند. براى روحانيت قرون وسطائى ايران ديگر آبروئى نمانده و كسانى كه نمى خواهند در ظلم و جور آنها شريك باشند يكى يكى خود را از آنها جدا كرده و به مردم مىپيوندند چيزى كه جالب است ايشان متن اين استع�ا را به مردم نوشته نه به رهبر و ملت را به امام زمان به نام صاحب اصلى ولايت سپرده نه به رهبر و حكومت �على را �رعون گونه تر از هر حكومتى در تاريخ دانسته است. پايه هاى استبداد روحانيت در حال �رو ريزى است اگر بينديشيم كه تنها دو ه�ته از نامه روشنگرانه محقق داماد بيشتر نمىگذرد سرعت تحولات را بهتر درك خواهيم كرد. هيچ چيزى بيش از اين نمىتواند مشروعيت حكومتى كه ادعاى مشروعيت الهى دارد را زير سوال ببرد.
سخنان آغاجرى را در اين آدرس بخوانيد ( 1 ) هر چند چيز جديدى ندارد و همه آنها واضحاتى است كه مرحوم شريعتى و دكتر عبدالكريم سروش قبلا آن را در كتبشان مطرح كرده اند اما بايد به آغاجرى به خاطر شجاعتش در شكستن جو استبداد زده موجود و حريم كسانى كه خود را به عنوان بتى براى ملت مطرح مىكنند و از ملت اطاعت مىطلبند تبريك گ�ت و به وى جايزه داد مگر پيامبر مكرم و عزيز اسلام ن�رموده است كه برترين عبادات گ�تن سخن حق در نزد حاكم ظالم است . اصلاح طلبان بايد از وى د�اع كنند زيرا تنها راه شكست جو موجود و انسداد سياسى سخنان شجاعانه اى مانند اين است وگرنه ديگر با روشهائى مانند روشهاى سخن گ�تن در هزار ل�ا�ه ( مانند خاتمى ) كارى درست نمىشود. وضع اين ملت وقتى درست مىشود كه به آگاهى و خود آگاهى برسند . بايد بتها را يكى يكى شكست تا مردم جرئت كنند كه خود نيز دست به بت شكنى بزنند. بايد كارى ابراهيمى كرد تا مردم به حقارت نمروديان پى ببرند. چه كسى گ�ته داستان موسى و �رعون ابراهيم و نمرود داستان هزاران سال پيش است امروز هم �رعون و نمرود موسى و ابراهيم هستند منتهى در قالب ديگر . من هر ظالمى را �رعون و نمرود و هر حق طلبى را چون موسى و ابراهيم مىبينمم. مگر رمز جاودانگى قران جز اينست كه كتابى است براى رستگارى تا قيامت. اگر موسى و �رعون قران صر�ا به همان موسى و �رعون هزاران سال پيش بازمىگشت كه ديگر جاودانه نبود. از سخن حق جز باطل نمىهراسد.
موضع گيرى ا�راد در برابر چنين سخنانى است كه راست و دروغ بودن ادعاى اصلاح طلبان دروغين را مشخص مىسازد . اصلاح طلبان حقيقى اگر از حمايت وى مىترسند همان بهتر كه راه خود را از همينك از راه مردم جدا كنند.
متاس�انه خواستم قالب سايت را عوض كنم تمام نوشته هاى قبلى از بين ر�ت اما مجددا بخشى را كه موجود است منتشر مىكنم هر چند مطمئن نيستم كه اصلا كسى آنها را خوانده باشد.